تبلیغات
حقوق و قضای اسلامی - نگاهی به دعاوی تاریخی ایران نسبت به جزایر تنب و ابو موسی(بخش دوم)

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

دین را پناهگاه و عدالت را اسلحه خود قرار ده تا از هر بدى نجات پیدا كنى و بر هر دشمنى پیروز گردى.

 


نگاهی به دعاوی تاریخی ایران نسبت به جزایر تنب و ابو موسی(بخش دوم)
ایرانیان از سال 1929 در اندیشه ارجاع مسئله این جزیره ها به جامعه ملل متفق شدند. سر رابرت کلایو، وزیر مختار بریتانیا در تهران، درگزارش گفتگو هایش باوزیر دربار قدرتمند (؟)رضا شاه، تیمورتاش ،در ژانویه 1939 نوشت:
           " وزیر دربار گفت در آن صورت راه دیگری نمانده است جز اینکه به داوری بین المللی ارجاع شود"
ولی بریتانیا این پیشنهاد را رد کرد.

ایرانیان از سال 1929 در اندیشه ارجاع مسئله این جزیره ها به جامعه ملل متفق شدند. سر رابرت کلایو، وزیر مختار بریتانیا در تهران، درگزارش گفتگو هایش باوزیر دربار قدرتمند (؟)رضا شاه، تیمورتاش ،در ژانویه 1939 نوشت:
           " وزیردربار گفت در آن صورت راه دیگری نمانده است جز اینکه به داوری بین المللی ارجاع شود"
ولی بریتانیا این پیشنهاد را رد کرد.
در پایان سال 1948 ایرانیان خواهان تاسیس اداراتی در تنب و ابو موسی شدند.در سال 1949 نخست شایع شد که ایرانیان خواهان ارجاع مسئله به سازمان ملل متحد می شوند،آنگاه شایع شد که ایرانیان با زور میخواهند این جزیره راباز پس گیرند. دولت ایران ، در پی این شایعات، یادداشتی از سفارت بریتانیا در تهران دریافت کرد که طی آن «موضع مشخص»  دولت بریتانیا  نسبت به منافع امارات در این جزیره ها گوشزد شد. در قبال این یادداشت، ایران چوبه پرچم خود را در ماه اوت آن سال در جزیره تنب کوچک برافراشت که بلا فاصله از سوی نیروی دریایی بریتانیا از جای کنده شد.
     در سال 1953، در دوران دوم نخست وزیری مصدق، گزارشهایی در مطبوعات ایران در شد حاکی از اینکه یک کمیسیون ایرانی به جزیره ابوموسی اعزام خواهد شد. یک ناو رزمی ایرانی گروهی را در آن جزیره پیاده کرد که از ساکنان جزیره پرسو جوهایی کردند. یک بار دیگر بریتانیا به ایران یادآور شد که که ابوموسی از آن شیخ شارجه بود.در آغاز یال 1953 بریتانیایی ها گزارشهایی را دریافت کردند حامی از اینکه ایرانیان در اندیشه گسیل نیرویی برای اشغال دوتنب،ابوموسی و جزیره سری بودند.این گزارش سبب شد تا پروازهای اکتشافی از سوی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا بر فراز این جزیره ها برای مدتی دوام یافت.
     روز 18 می 1961، در دوران نخست وزیری علی امینی، یک هلی کوپتر ایرانی در جزیره تنب بزرگ فرودآمد.ازآنجا که این اقدام مورد اعتراض مسئولان بریتانیایی قرار نگرفت، یک زورق  موتوری ایرانی در روز نهم  اوت در آن جزیره پهلو گرفت. در نویت نخستین،هلی هلی کوپتری که ایرانیان از یک شرکت انگلیسی اجاره کرده بودند یک سرنشین ایرانی و دو سرنشین امریکایی را در جزیره پیاده کرد. آنان  از ساختمان فانوس دریایی و ساختمانهای مجاور آن عکس بردارری کردند. در نوبت دوم، بنابر گزارشی از افسران دریایی بریتانیا ، زورق موتوری ایرانی گروهی را در کرانه های خاوری جزیره پیاده کرد و پس از آن گاه روانه دهکده تنب بزرگ شد و گروهی را در آنجا پیاده نمود.این پیاده شدن ها،در ان هنگام،در رابطه با عملیات اکتشافی نفت قلمداد شد.
 بریتانیا یان اقدامات را ورد اعتراض قرار داد. این اعتراض پاسخ زیر را از سوی ایرانیان بر انگیخت:
       «دولت ایران هرگز این ادعا را نپذیرفته است که جزیره تنب بخشی از حکومتی یا شیخ نشینی است، بلکه این جزیره پیوسته بخشی از سرزمین های ایرانی بوده است که ایران بر ان حاکمیت دارد.»
مبادله این گونه نامه ها برای مدتی به همین گونه ادامه پیدا کرد. یک سال پس از این ماجرا،در دوران نخست وزیری امیر اسد الله علم،آبهای کرانه ای جزیره سری به روی همه تلاشهای دریایی غیر ایرانی بسته شد و ، به این ترتیب، علی رغم خواسته بریتانیا و شارجه، کار بازگشت حاکمیت ایران براین جزیره تکمیل گردید.
ادامه دارد..
منبع:دکتر پیروز مجتهد زاده،خلیج فارس کشورها و مرزها




نویسنده : احمد عظیمی تاریخ : یکشنبه 17 بهمن 1389 موضوع :       نظرات ()


.:: This Themplate By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به حقوق و قضای اسلامی می باشد.